پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


نخست عرض کنم که بنده اصل قاعده تعدد زوجات را قبول دارم و از آن دفاع می کنم. اما سخن بنده این است که می شود و می باید با اجتهاد متدیک اصلاحی را در این قاعده وارد کرد و آن «شرط رضایت همسر» است. شما ملاحظه بفرمائید شمار کارهائی را که زن برای انجام آن ها به رضایت شوهرش نیاز دارد؛ زن حتی برای مسافرت، اگرچه سفری کوتاه و یک روزه، به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای خروج از خانه به اجازه شوهرش نیاز دارد. زن حتی برای بسیاری از عبادات مستحبی به رضایت شوهرش نیاز دارد و ... حالا آن وقت مرد برای اینکه یک زن دیگر را وارد زندگی خود و همسرش کند، چرا نباید مسأله رضایت زن نیز مطرح باشد؟ زن برای اینکه برای یک ساعت به خانه پدر و مادرش و برای دیدار آن ها که در همان محله خودشان می زیند بخواهد از خانه بیرون رود، رضایت شوهر لازم است و در غیر این صورت حق ندارد برود. اما هنگامی که مرد بخواهد یک زندگی جدید تشکیل دهد و زن دیگری را وارد زندگی مشترک خود و همسرش کند، نظر زن اصلا مهم نیست؟! این از آن موارد بی عدالتی است که انسان به طور بدیهی (مستقلات عقلیه) درک می کند و جای هیچ استدلالی ندارد. اما به نظر من کاملا شدنی است که از طریق اجتهاد روشمند چنین اصلاحی را وارد قاعده تعدد زوجات نمود. لازم نیست دنبال آیه ای در قرآن بگردیم که به طور مستقیم به این مسأله اشاره کرده باشد که برای ازدواج مجدد مرد رضایت همسرش لازم است. اما از کنار هم نهادن بسیاری از آیات می توان این قاعده را استخراج کرد. روح قرآن و احکام خانواده نیز این را می رساند. من یک نمونه می آورم: 1- حق مرد به تعدد زوجات، یک حکم قطعی است. 2- در بحث حقوق و احکام خانواده، و در تفکر اسلامی، نهاد خانواده و کیان از بالاترین اهمیت برخوردار است. 3- چنانچه اعمال حق مرد به تعدد زوجات (و نه خود حق) با استواری کیان خانواده در تزاحم قرار گیرد، اهم کیان خانواده است. اگر زنی به هر دلیلی و بطور جدی با ازدواج مجدد شوهرش مخالف باشد، جز اینست که با ازدواج مجدد مرد کیان خانواده متزلزل خواهد شد؟! در اینجا اعمال حق مرد به ازدواج مجدد (و نه خود حق) مهم است اما کیان خانواده اهم است. بدین ترتیب می توان شرط رضایت همسر را وارد این قاعده کرد. البته این یک مثال بود، یک مجتهد کاردان می تواند با استدلال هایی حتی قوی تر و آیات و روایاتی گسترده تر چنین حکمی را استخراج کند. یعنی با اجتهاد متدیک می توان قاعده تعدد زوجات را بدین صورت اصلاح کرد که در امر ازدواج مجدد دو شرط وجود دارد؛ یکی پیش از ازدواج مجدد و یکی پس از آن؛ پیش از آن جلب رضایت همسر، و پس از آن برقراری عدالت. من نمی خواهم شما بگوئید که در این لحظه چنین امری امکان پذیر است یا نه، پرسش این است که آیا در آینده می توان به چنین چیزی رسید. تازگی رهبری در یک همایشی اعلام کرده بودند که همه احکام فقهی موجود در مورد زنان، سخن آخر نیست.

1 پاسخ 1

از مـسـائلـى که از دیر زمان فکر حقوقدانها را به خود مشغول داشته است و درباره آن نظریه هایى داده اند , مساله تعدد زوجات ( داشتن همسرهاى متعدد ) است و چـون اسـلام بـه طـور صریح تعدد زوجات را جایز شمرده است براى دانشجویان و سایرطبقات اشـکـالـهـا و سـوالـهـایى به شرح زیر مطرح مى شود: 1 - فلسفه تعدد زوجات چیست؟ 2 - روابط زنـاشویى با عشق و عاطفه انسان نیز سر و کار دارد و چون عشق و عاطفه قابل تقسیم نیست قهرا کسى که چند همسر اختیار کند به یکى از آنان علاقه پیدامى کند و زنهاى دیگر از مزایاى زندگى عاطفى و احساسى محروم خواهند بود. 3 - تعدد زوجات باعث مى شود که زنان ضد یکدیگر و احیانا ضد شوهر اقدام کنند و کانون خانواده را کـه بـایـد آکـنده از مهر و محبت و نیز محیط تربیتى و آموزشى باشد , به میدان جنگ و جدال مبدل سازند به طوریکه فرزندان آنها هم به دشمنى و عداوت بگرایند. 4 - اجازه تعدد زوجات , باعث زیاده روى در شهوترانى است و انسان را از مقام بزرگ انسانیت تنزل مى دهد.
درپاسخ این سوال، نـخست باید بدانیم که همسرهاى متعدد موضوعى نیست که تنها اسلام آنرا تجویز کرده باشد چند همسرى ریشه‏اى کهن در میان جوامع مختلف بشرى و ادیان پیش از اسلام دارد.Allowed in Islam; pp.8-02, A Group Of Muslim Brothers, Teheran, P.B.5422{VSee: Sheriff, A.H. Why Polygamy is ابتکار اسلام در این باره، این است که آن را محدود ساخت و شرایط سنگینى از جهت اخلاقى، اقتصادى و... بر آن حاکم کرد و بدون تحقّق آن شرایط، چند زنى را غیرمجاز اعلام نمود.
الـبـتـه اسلام این قانون را کاملا اصلاح کرد و به صورت بسیار مفیدى درآورد ; مثلا قبل از اسلام تـعـدد زوجات و چند همسرى نامحدود بود چنانکه یک نفر مى توانست صدها زن داشته باشد ولى اسلام آنرا محدود کرد و فرمود یک نفر نمى تواند بیش از 4 زن دائم داشته باشد. در صـدر اسـلام اشخاصى که اسلام مى آوردند و بیش از چهار زن داشتند مجبور بودند که زائد بر چهار زن را رها کنند. یـک زردشـتـى کـه هـفـت زن داشـت در زمـان امـام صـادق (ع ) مـسـلـمـان شد ; مردم از آن حضرت پرسیدند تکلیف این مرد چیست ؟ امام فرمود باید سه همسر خود را رها کند. (1) و نیز اسلام اجازه نداده است که مرد میان زنان خود و حتى فرزندان آنها تبعیضى قائل شود اما پـیـش از اسـلام اصـل عدالت هیچ رعایت نمى شد و مردان خود را مختارمى دانستند که بین زنها تبعیض قائل شوند. رسـول گـرامـى اسلام صلى اللّه علیه و آله فرمود : هر کس دو زن داشته باشد و در حقوق مالى و مـعاشرت با آنان عدالت نکند , در روز قیامت به غل و زنجیر بسته مى شود و کشان کشان به جهنم داخل مى گردد.(2) راستى اگر افرادیکه چند همسر اختیار مى کنند همین شرط را مراعات کنند جاى هیچ اشکال و ایـرادى باقى نمى ماند اما متاسفانه چون نوع افراد به این شرط توجه کامل نمى کنند مفاسدى به بـار مـى آیـد که این قانون مورد اشکال و انتقاد قرار مى گیرد ولى باید توجه داشت که این مفاسد ربطى به اصل قانون تعدد زوجات ندارد بلکه مربوطبه نحوه عمل و بى توجهى به شرایط آنست.
- فـلـسـفه تعدد زوجات
از آنجا که قوانین اجتماعى و مدنى باید با طبیعت اجتماع و احتیاجات جوامع انسانى منطبق باشد ما در اینجا اوضاع و احوال حوائج اجتماعات بشرى را در زمینه ازدواج و تولید مثل بررسى مى کنیم تا بدانیم که قانون تعدد زوجات با احتیاجات بشر منطبق است یا نه .توضیح این مطلب نیازمندتبین امور زیر است:
-1بلوغ دختران زودتر ازپسران
همه مى دانند که دختران زودتر از پسران بالغ و براى تولید مثل آماده مى شوند . مـثـلا فرض کنید در مناطق معتدل دختران در سن 10 سالگى براى تولید مثل آماده مى شوند اما پـسـران نوعا در سن پانزده سالگى ; پس اگر فرض کنیم در یک محل هر سال50 دختر و 50 پسر متولد شود پس از گذشت 20 سال ( اگر از این دختران و پسران کسى نمیرد ) 1000 دختر و 1000 پسر به جمعیت آنجا افزوده مى شود آنگاه از هزار دختر550 نفر که متولد سال آنها تا یازدهم هستند آماده تولید مثل مى باشند در صورتیکه از هزار پسر فقط 300 نفر که متولد سال اول تا ششم هستند آمـادگـى دارنـد , پـس درطول 20 سال تعداد دخترانیکه آماده تولید مثل هستند تقریبا دو برابر پسران خواهندشد و این یک امتیاز طبیعى است که خود دستگاه آفرینش به جنس زن داده است از این رو،فزونى زنان آماده ازدواج بر مردان؛ در طول تاریخ و در غالب جوامع به طور معمول تعداد زنان آماده ازدواج، از مردان افزون‏تر است.
آگبرن و نیم کوف مى‏نویسند: «در سال 1805 در میان 23000 تن از سرخ‏پوستان «دشت‏هاى بزرگ» (Great Plains)، در برابر هر 100 زن تنها 44 مرد وجود داشتند».W.F. Oghborn & M.F. Nimkuff, Sociology, Boston, 8591, p.585.V}
(ق) آریانپور، ا.ح. زمینه جامعه شناسى، (ترهان، دهخدا، 1347)، ص 331.{V
فرقه آمریکایى مورمون (Mormon) نیز که چند زن‏گیرى را روا مى‏داند، در گذشته بارها دچار کمبود مرد شده است براى مثال در سال 1870 در بین مورمون‏هاى سه ناحیه از استان یوتا )Utah( 956 زن در برابر 854 مرد موجود بودند»V}(ق) همان Ibid..{V
برتراند راسل مى‏نویسد: «در انگلستان کنونى بیش از دو میلیون زن زاید بر مردان وجود دارد که بنا بر عرف، باید همواره عقیم بمانند و این براى ایشان محرومیت بزرگى است»V}مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 318، به نقل از: راسل، برتراند، زناشویى و اخلاق، ص 115
آمارهاى موجود در برخى از مناطق جهان (مانند تانزانیا) نشان مى‏دهد میزان تولد دختر در آنها بیش از پسر است.
«براساس برخى از آمارهاى منتشره، چندى پیش در روسیه، جمعیت زنان 21 میلیون نفر بر مردان فزونى دارد». P.62.V}{VWhy Polygamy Is Allowed In Islam,بنابراین تکیه بر «تک زنى»، باعث مى‏شود در چنین شرایطى، همواره تعدادى از زنان از نعمت ازدواج محروم بمانند؛ در حالى که با جواز چند همسرى، مى‏توانند از داشتن شوهر و کانون خانواده و آثار مهم آن بهره‏مند گردند. البته در موارد زیادى نیز موالید دختران، بیش از پسران نیست؛ اما همواره به علل دیگرى عدد زنان آماده ازدواج، از مردان بیشتر است.
یک- همواره بر اثر حوادث اجتماعى - مانند جنگ‏ها - تعداد بیشمارى از مردان تلف مى‏شوند و همسران آنان بى‏سرپرست مى‏گردند. همچنین غالباً تصادفات، غرق شدن‏ها، سقوطها، زیر آوار ماندن‏ها و.... تلفات بیشترى را متوجه جنس مرد مى‏کند. طبیعى است در این موارد، شمار زنان آماده به ازدواج بر مردان فزونى پذیرد. «در اروپا در خلال سى سال جنگ و خونریزى در دو جنگ جهانى، مردان زیادى کشته شدند؛ به طورى که عدد مردان براى ازدواج با دوشیزگان و بیوه زنان کفایت نمى‏کرد. تنها در آلمان غربى شش میلیون زن وجود داشت که نمى‏توانستند شوهرى براى خود پیدا کنند. برخى از آنان از دولت درخواست کردند قانون جواز چندهمسرى را به تصویب رساند تا در پناه ازدواج قانونى، هم از امنیت اجتماعى و تأمین اقتصادى بهره‏مند شده و هم نیازهاى غریزى آنان به طور سالم در کانون خانواده ارضا گردد. با مخالفت کلیسا چنین خواسته‏اى برآورده نشد، در نتیجه تأمین نیازها و ارضاى غرایز، بسیارى از آنان را به روسپى‏گرى و روابط حاشیه خیابان‏ها کشاند» {VSee: op.CiT, P 42.V}و در پى آن فساد و بزهکارى در آلمان، به شدت رواج یافت
.دو- . مقاومت بیشتر زنان در برابر بیمارى‏ها و عوامل هورمونى و... موجب فزونى تعداد آنان در برابر مردان مى‏شود. مطالعات مختلف نشان مى‏دهد، جنس زن در دوران جنینى، کودکى و به ویژه دوره پیش از بلوغ، در برابر بیمارى‏هاى عفونى مقاوم‏تر از جنس مرد است و شرایط نامناسب و رنج آورى، همچون کمبود مواد غذایى و سوء تغذیه، پسران را بیش از دختران تحت تأثیر قرار مى‏دهد، و در کل مرگ و میر زنان نسبت به مردان در برابر بیمارى‏ها کمتر است‏V}حسینى، هادى و دیگران، کتاب زن، (تهران: امیرکبیر، چاپ اول، 1381)، ص 115 - 114 ؛ به نقل از اصول علم تغذیه، ص 128.{V.
پـس اگـر بخواهیم قانون با طبیعت اجتماع و احتیاجات جوامع انسانى منطبق شود ناگزیریم که تـعـدد زوجات را جایز بدانیم و در غیر اینصورت حق آن دسته از زنها که آمادگى براى تولید مثل دارند و بى شوهر مى مانند از بین مى رود .آیا دراین صورت بازهم حفظ کیان خانواده بامصالح کلی جامعه وحق اذدواج زنان که یکی از اساسی ترین حقوق ان ها است در تزاحم است ؟
2 - عـشـق و عاطفه قابل تقسیم است
:درست است که روح ازدواج عاطفه و احساسات است و نیز صـحـیـح اسـت کـه احـساسات قلبى تحت اختیار آدمى نیست اما اینکه در ضمن اشکال ها گفته مـى شود که : احساسات اصلاقابل تقسیم نیست , مغالطه یى بیش نیست زیرا همه ما مى بینیم که یک پدر ده فرزنددارد و به همه آنها علاقمند است و براى همه آنها فداکارى مى کند . بنابراین ممکن است یک مرد چند همسر داشته باشد و به همه آنها هم علاقمند باشد وهمه آنها از زندگى عاطفى بهره مند شوند.
3 - سوء استفاده ها از قانون تعدد زوجات
صحیح است که در بعضى از موارد تعدد زوجات مفاسدى به بار مى آورد اما باید متوجه باشیم که آیا این مشکلات و مفاسد مربوط به اصل قانون تعدد زوجات است یا مربوط به سوء اخلاق و سوء تدبیر مردها و همسرها ؟مثلا گاهى اتفاق مى افتد که یک زن و شوهر با کمال صفا و صمیمیت با هم زندگى مى کنند . نـاگهان مرد فریفته و دلباخته دخترى مى شود و بدون تدبیر و حساب با او ازدواج مى کند و اصلا هـمـسـر اول خود را فراموش مى کند و در نتیجه این بى مهرى و یانامردى احساسات همسر اولش تحریک شده و دست به خرابکارى هایى مى زند و کانون زندگى را به صورت نامطلوبى درمى آورد . ایـنـجا ما نباید خیال کنیم که قانون چند همسرى این مطلب را ایجاد کرده است بلکه باید متوجه بـاشیم که سوء تدبیر مرد و هوسرانى و نامردى او این قبیل موضوعات را پیش آورده و راستى اگر آن طور کـه اسلام دستور داده رفتار کنند این مشکلات پیش نمى آید همانطور که تاریخ گواهى مى دهد که بسیارى از مردان متدین داراى همسرهاى متعددى بودند که با کمال صفا و صمیمیت تا آخر عمر با هم زندگى مى کردند . و اگـر بـا رعـایت شرایط اسلامى باز برخى از زنان اظهار نارضایتى کنند و ضد مردو یا سایر زنان اقداماتى به عمل آورند به علت ضعف اخلاقى این زنان است و چنین زنانى باید بدانند که خود خواه هـسـتـنـد و سعادت نوع خود را در نظر نمى گیرند و هرچه زودتر باید از این اخلاق زشت دست بـکـشـنـد و خود را اصلاح کنند چرا که خود خواهى و سود شخصى را در نظر گرفتن , از بدترین صفات روحى و اخلاقى محسوب مى گردد
. 4-عـالـى تـریـن طـرح بـراى تعدیل نیروى شهوت
قبلا باید بدانیم ; که طبیعت انسان در اثر دو چیز طغیان مى کند و آرامش را بهم مى زند یکى محرومیت و دیگر آزادى کامل و برداشتن همه قیود . مـسـأله چند همسرى با آن حدود و قیودى که اسلام براى آن قرار داده است درست حدوسط بین محرومیت و آزادى بى قید و بند است و به هیچ وجه با اخلاق منافات ندارد ونیز موجب تنزل مقام روحـى انـسـان نـمى گردد زیرا در بعضى از شرایط که آمیزش با زنان ممکن نیست اگر برخى از مردان چند همسر نداشته باشند به آلودگى ها و بدبختیهاى اخلاقى دچار خواهند شد . بنابراین لازم است چنین قانونى تجویز شود تا آنان بتوانند از راه مشروع غریزه جنسى خود را تعدیل کنند . ... . بیست پاسخ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق 1 - وسائل ج 14 ص 2404 - وسائل ج 15 ص 84 به نقل از سایت تبیان
بنا بر این ،مشروعیت تعدد زوجات و یا ازدواج موقت در اسلام مبتنی بر پاسخگویی صحیح به نیازهای واقعی جامعه بشری است که نه تنها با مسائلی نظیر هوس بازی ، خوشگذرانی و فساد منافات دارد بلکه در چارچوبی منطقی و قانونی و همراه با مسؤولیت پذیری و رعایت مسائل حقوقی و عاطفی خانواده است. از آنجا که تکیه اصلی شما در سوال بر چرایی ومحدویت تعدد زوجات است ، در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم :
روى آوردها
در برابر این واقعیات، سه راه وجود دارد:
-1 همیشه تعدادى از زنان، درمحرومیت کامل جنسى به سربرند! چنین چیزى فاقد توجیه منطقى است؛ زیرا به معناى سرکوب غریزه و نیاز طبیعى گروهى از انسان‏ها و نوعى ستم بر آنان است. افزون بر آن در سطح کلان و در طولانى مدت، شدنى نیست. به عبارت دیگر سرکوب غریزه، در نهایت به سرکشى و طغیان آن خواهد انجامید. تجربه آلمان و بسیارى از دیگر کشورهاى غربى، شاهد این مدعا است.
استاد مطهرى در این باره مى‏نویسد: «اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند، فزونى داشته باشد، منع تعدد زوجات خیانت به بشریت است؛ زیرا تنها پایمال کردن حقوق زن در میان نیست... بحرانى که از این راه عارض اجتماع مى‏شود، از هر بحران دیگر خطرناک‏تر است. همچنان که خانواده از هر کانون دیگر، مقدس‏تر است...
زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را براى اغواى مرد - که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست - به کار خواهند برد. و بدیهى است که «چو گل بسیار شد پیلان بلغزند» و متأسفانه از این «گل» مقدار کمى هم براى لغزیدن این پیل کافى است.
آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا مى‏کند؟ خیر. نوبت به زنان خانه دار مى‏رسد. زنانى که شوهران خود را در حال خیانت مى‏بینند. آنها نیز به فکر انتقام و خیانت مى‏افتند و در خیانت دنباله‏رو مرد مى‏شوند. نتیجه نهایى در گزارشى - که به «کینزى راپورت» مشهور شده - در یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان آمریکایى در بى‏وفایى و خیانت دست سایر ملل دنیا را از پشت بسته‏اند»V}مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، صص 334.{V.
-2 گزینه دیگر این است که راه روابط نامشروع و روسپى‏گرى و کمونیسم جنسى، گشوده و جامعه به فساد کشیده شود. این همان راهى است که عملاً غرب مى‏پیماید:
نتیجه این روى آورد را مى‏توان در گزارش دکتر اسکات - مأمور پزشکى شهردارى لندن - مشاهده کرد. در گزارش او آمده است: «در لندن از هر ده کودکى که به دنیا آمده‏اند، یکى غیرمشروع است! تولدهاى غیرقانونى در حال افزایش دائمى است واز 33838 نفر در سال 1957 به 53433 نفر در سال بعدى افزایش یافته است»V}مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 324، به نقل از: اطلاعات، مورخه 25/9/38، رویتر 16 دسامبر، خبرگزارى فرانسه.{V.
3 - راه سوم این است که به طور مشروع و قانونمند، باقیود و شرایطى عادلانه، راه چند همسرى گشوده شود. دین مبین اسلام این راه را - که حکیمانه‏ترین و بهترین راه است - گشوده و اجازه چندزنى را به مردانى مى‏دهد که توانایى کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه دارند و دستورات اکیدى در این زمینه براى آنان وضع کرده است. این روش در واقع حقى براى زن و وظیفه‏اى بر دوش مرد ایجاد مى‏کند و نه تنها به ضرر زنان نیست؛ بلکه بیشتر تأمین‏کننده مصالح و منافع آنان است.
برخى از شرایط و توصیه‏هاى اسلام در این باره، عبارت است از:
3-1 رعایت محدودیت؛ اسلام گستره چندهمسرى را محدود ساخته و تا چهار نفر تقلیل داده است. قرآن مجید در این باره مى‏فرماید: A}«فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ ...»{A؛V} نساء (4)، آیه 3.{V ؛ «با زنان پاک ازدواج کنید، دو یا سه یا چهار همسر...».
3-2. رعایت عدالت؛ قرآن مجید در اهمیت اصل عدالت در رابطه بین همسران مى‏فرماید: A}«فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً»{A؛V} همان.{V ؛ «اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، پس تنها یک همسر اختیار کنید».
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «کسى که دو زن داشته باشد و در تقسیم رابطه خود با همسر و تقسیم مالى بین آنها به عدالت رفتار نکند، روز قیامت - در حالى که دست‏هایش بسته و نیمى از بدنش به یک طرف کج شده است - آورده و به آتش داخل مى‏شود»V}رى شهرى، محمد، میزان الحکمه، ج 5، ص 2270، ح 7913.{V.
استاد مطهرى مى‏نویسد: «اسلام براى شرط عدالت، آن قدر اهمیت قائل است که حتى اجازه نمى‏دهد مرد و زن دوم، در حین عقد توافق کنند که زن دوم در شرایطى نامساوى با زن اول زندگى کند؛ یعنى، از نظر اسلام رعایت عدالت تکلیفى است که مرد نمى‏تواند با قرار قبلى با زن، خود را از زیربار مسئولیت آن خارج کند»V}مطهرى، مرتضى، حقوق زن در اسلام، ص 418.{V.
3-3. تأمین مالى؛ از دیدگاه اسلام نفقه زوجه بر عهده مرد است؛ از این رو کسى که نمى‏تواند نیازمندى‏هاى همسران متعدد را تأمین کند، نباید به چندهمسرى روى آورد.
3-4. تأمین عاطفى و جنسى؛ امام صادق‏علیه السلام فرموده است: «هر که آن قدر زن بگیرد که نتواند با آنها نزدیکى کند و در نتیجه آن، یکى از همسرانش مرتکب زنا شود، گناه این کار برگردن او است»V}میزان الحکمه، ج 5، ص 2272، ح 17915.{V.

امتیاز روى آورد اسلام‏
خانم بیزانت {VAnnie Besant.V}مى‏نویسد: «گفته مى‏شود که در غرب تک همسرى است؛ اما در واقع چندهمسرى است بدون مسئولیت پذیرى! همین که مرد از زن سیر شد، او را رها مى‏کند. او نیز کم کم زن کنار خیابانى خواهد شد؛ زیرا نخستین عاشق دلداده‏اش هیچ مسئولیتى در برابر آینده او ندارد.
وضع زنى که به عنوان یک همسر و مادر، در خانه‏اى چندهمسرى پناه گرفته، صد بار بهتر از این است. وقتى هزاران زن بدبخت را مى‏بینیم که شبانگاه در خیابان‏هاى شهرهاى غرب پرسه مى‏زنند، به یقین درمى یابیم‏که غرب نمى‏تواند اسلام را به جهت چندهمسرى سرزنش کند. براى زن بسى بهتر، خوشبختانه‏تر و محترمانه‏تر است که در چندهمسرى اسلامى زندگى کند و تنها با یک مرد اشتراک زندگى پیدا کند، فرزند قانونى خود را در آغوش گیرد و همه جا مورد تکریم و احترام باشد؛ تا اینکه هر روز توسط این و آن اغوا شود و احتمالاً با فرزندى نامشروع کنار خیابان رها گردد! نه تحت حمایت قانون باشد و نه پناهگاه و مراقبتى داشته باشد و هر شب قربانى هوس رهگذرى گردد». Allowed In Islam, PP. 33 - 43.V}{VWhy Poly gamy Is
آیزاک تایلور{VRev, Canon Issac Tylor LL.D.V} - در سخنرانى خود درباره «محمدیسم»{VMohamedanism.V} در کنگره کلیسا در «ولورهامپتون»{VWolverhampton )On 7H October, 7881(V}. - اعلام کرد: «چندهمسرى نظام یافته و محدود سرزمین‏هاى اسلامى، بى‏نهایت بهتر است از چندهمسرى لجام گسیخته‏اى که نکبت جوامع مسیحى است و نمونه آن اصلاً در اسلام شناخته شده نیست»Saturday, 8th Oct. 7881. Quotedin: Wly Polyg Is Allowel In Islam, PP. 53 - 6.V}
{VThe Times, London, .
روحانى مسیحى اودوتولا{VRev. Odotulla.V} - در کنفرانسى در تورنتو{VToronto.V} - اظهار داشت: «غرب با ممنوعیت چند همسرى، منافقانه عمل مى‏کند؛ چرا که با طلاق‏هاى مکرر همان را عملى مى‏سازد».
بنابراین تک همسرى غرب، چیزى جز چند همسرگرایى بى‏ضابطه و مسئولیت گریزانه نیست. اما چه نیکوست این اعتراف غربى‏ها را هم بخوانیم که اسلام، در قالب چند همسرى بهنجار خود، عملاً تک همسرى را حفظ نموده است. رابرت ا.هیوم مى‏نویسد: «... برخى از محققان معقول نشان مى‏دهند که محمدصلى الله علیه وآله وسلم روى هم رفته موقعیت زنان را ارتقا بخشید و به آنها مرتبه‏اى از آزادى اقتصادى داد که هنوز در پاره‏اى از کشورهاى غربى و یا به اصطلاح مسیحى تا آن حد به زنان آزادى اقتصادى داده نشده است و براى چندهمسرى نامحدود - که تا آن زمان به دلخواه انجام مى‏شد - حد و مرزى مقرر داشت که بسیار لازم و نافع بود. رسم دخترکشى را - که در عربستان آن روز کاملاً رواج داشت - به کلى برانداخت و بالاخره اینکه حکم تعدّد زوجات را تنها در صورتى مجاز دانست که شوهر، بتواند با تمامى همسران خود با عدالت کامل رفتار کند. او عملاً تک همسرى را رواج داد»V}هیوم، رابرت ا.، ادیان زنده جهان، ترجمه: دکتر عبدالرحیم گواهى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ هفتم، 1377)، ص 306.{V.
استاد مطهرى در این باره مى‏نویسد: «تعجب مى‏کنید اگر بگویم تعدّد زوجات در مشرق زمین، مهم‏ترین عامل براى نجات تک همسرى است. مجاز بودن تعدّد زوجه، بزرگ‏ترین عامل نجات تک همسرى است... در شرایطى که موجبات این کار فراهم مى‏شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج فزونى مى‏گیرد؛ اگر حق تأهل این عده به رسمیت شناخته نشود و به مردان واجد شرایط اخلاقى، مالى و جسمى، اجازه چند همسرى داده نشود؛ دوست بازى و معشوقه‏گیرى، ریشه تک همسرى را مى‏خشکاند»V}مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 330.{V.
درنتیجه همان گونه که شمانیزاشاره کرده ایدقانون تعددزوجات قابل دفاع عقلانی وشرعی است واسلام آن را براساس مصالح کلی جامعه بشریت وبادر نظر گرفتن شرایط بسیار مهم واساسی چون رعایت عدالت ، تامین نفقه و...تجویزنمود. اگر چنان چه این حکم مشروط به رضایت همسرمی شدآیا تحقق خارجی پیدا می کرد؟البته زن می توانددرضمن عقدازدواج شرط نماید هرگاه شوهرش ازدواج مجدد نماید یا باانتخاب همسر مجدد عدالت را رعایت نکرده وحقوق شرعی اورا ضایع نماید، ازسوی شو.هرش وکیل بلاعزل درطلاق باشد.


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده