پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در مورد آیات 2 و 3 سوره مبارکه بینه چگونه است که کافران صحبت از صحیفه پاک می زنند و نوشته های پر ارزش؟ آیا براساس فطرت انسانی، این چنین درخواستهایی داشتند یا اینکه چون یک طرف ماجرا کافران هستند این افراد صحیفه پاک و نوشته های پرارزش را مطرح می کنند تا چیزهای خوب و عالی نصیب خودشان باشد؟

1 پاسخ 1

پاسخ اجمالی به پرسش شما این است که مراد از کافرین در این آیات اهل کتاب یعنی یهود و نصاری هستند نه کافرانی که منکر خدا بودند تا اشکال شما مطرح گردد که چنین کفاری چگونه به دنبال بینه و دلیل روشن و حجت بودند ؟
برای روشن تر شدن مفاد این آیات توجه شما را به تفسیر و توضیح آنها جلب می نماییم :
لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ (1) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً (2) فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ (3) وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَهُ (4)
1- کافران از اهل کتاب و مشرکان (مى‏گفتند) ما دست از آئین خود بر نمى‏داریم تا دلیل روشنى براى ما بیاید!
2- پیامبرى از سوى خدا که صحیفه‏هاى پاکى را بر ما بخواند.
3- و در آن نوشته‏هاى صحیح و پر ارزش باشد.
4- ولى اهل کتاب (در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن براى آنان آمد .
در این آیات به وضع اهل کتاب (یهود و نصارى) و مشرکان عرب قبل از ظهور اسلام پرداخته مى‏گوید: آنها مدعى بودند ما دست از آئین خود بر نمى‏داریم تا دلیل روشنى و پیامبر مسلمى براى ما بیاید (لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ).
پیامبرى که از سوى خدا باشد، و صحیفه‏هاى پاک و پاکیزه‏اى را بر ما بخواند (رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً).
صحیفه‏هایى که در آن نوشته‏هاى درست و موزون و ثابت و پر ارزش باشد
(فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ).
آرى آنها قبل از ظهور پیغمبر اسلام ص چنین ادعایى را داشتند، ولى بعد از ظهور او و نزول کتاب آسمانیش صحنه عوض شد، و آنها در دین خدا اختلاف کردند و اهل کتاب اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن و پیامبر راستین و آشکار براى آنها آمد، (وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَهُ).
به این ترتیب آیات فوق ادعاى اهل کتاب و مشرکان را بازگو مى‏کند که در آغاز اصرار داشتند که اگر پیامبرى با دلائل روشن براى دعوت ما بیاید پذیرا مى‏شویم.
ولى بعد از آمدنش از این قول خود سرباز زدند، و با او به مقابله و ستیز برخاستند، جز گروهى که طریق ایمان را پیش گرفتند.
بنا بر این آیه فوق شبیه چیزى است که در سوره بقره آیه 89 آمده است:
وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرِینَ:
هنگامى که از طرف خداوند کتابى براى آنها آمد که موافق نشانه‏هایى بود که با خود داشتند، و پیش از آن به خود نوید فتح مى‏دادند، هنگامى که این کتاب و پیامبرى را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد.
مى‏دانیم اهل کتاب انتظار چنین ظهورى را داشتند، و قاعده مشرکان عرب که اهل کتاب را از خود عالمتر و آگاهتر مى‏دانستند نیز در این برنامه با آنها همصدا بودند، ولى بعد از تحقق آرزوهایشان مسیر خود را تغییر دادند و به صف مخالفان پیوستند.
جمعى از مفسران اعتقاد دیگرى در تفسیر این آیات دارند، و آن اینکه:
منظور این است که آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئین خود دست بر نمى‏داشتند و منفک و جدا نمى‏شدند، تا دلیل روشنى به سراغشان آید.
ولى مفهوم این سخن آن است که بعد از آمدن چنین دلیل روشنى ایمان آوردند، در حالى که آیات بعد نشان مى‏دهد این مطلب چنین نبود، مگر اینکه گفته شود منظور ایمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقلیت باشند، و به اصطلاح از قبیل موجبه جزئیه است ولى به هر حال این تفسیر بعید به نظر مى‏رسد، و شاید به همین دلیل فخر رازى در تفسیر خود آیه نخست را از پیچیده‏ترین آیات قرآن مى‏شمرد که در تضاد با آیات بعد است، و بعد براى حل مشکل طرقى ذکر مى‏کند که بهترین آن همان است که ما در بالا آوردیم.
در اینجا تفسیر سومى نیز وجود دارد و آن اینکه: منظور این است که خداوند مشرکان و اهل کتاب را به حال خود رها نمى‏کند، تا زمانى که به آنان اتمام حجت نماید، و بینه‏اى بفرستد، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پیامبر اسلام ص را براى هدایت آنها فرستاد.
در حقیقت این آیه اشاره به قاعده لطف است که در علم کلام مطرح مى‏باشد که خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد .
به هر حال منظور از بینه در اینجا دلیل روشن است که مصداق آن طبق آیه دوم شخص رسول اللَّه است، در حالى که قرآن مجید را بر زبان داشت.
صحف جمع صحیفه به معنى اوراقى است که چیزى بر آن مى‏نویسند، و منظور از آن در اینجا محتواى اوراق است، زیرا مى‏دانیم پیغمبر اکرم ص هرگز چیزى را از روى اوراق نمى‏خواند.
و منظور از مطهره پاک بودن آن از هر گونه شرک و کذب و دروغ و باطل است، و مطهر از اینکه شیاطین جن و انس در آن دخالت کنند.
همانگونه که در آیه 42 فصلت آمده است: لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ: هیچگونه باطلى نه از پیش رو، و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آید.
جمله فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ اشاره به این است که در این صحف آسمانى مطالبى نوشته شده که از هر گونه انحراف و اعوجاج و کجى برکنار است.
بنا بر این کتب به معنى مکتوبات است و یا به معنى احکام و مقرراتى که از ناحیه خداوند تعیین شده است، زیرا کتابت به معنى تعیین حکم نیز آمده، چنان که مى‏فرماید: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ روزه بر شما مقرر شد همانگونه که بر پیشینیان مقرر گردید (بقره 183).
و به این ترتیب قیمه به معنى صاف و مستقیم، یا محکم و پابرجا، یا ارزشمند و پربها، و یا همه این مفاهیم در آن جمع است.
این احتمال نیز داده شده که چون قرآن تمام محتواى کتب پیشین را با اضافات فراوانى در بر دارد و لذا گفته شده که در آن کتب قیمه گذشته است.
قابل توجه اینکه در آیه اول اهل کتاب مقدم بر مشرکان ذکر شده‏اند، و در آیه چهارم تنها سخن از اهل کتاب است و از مشرکان سخنى به میان نیامده، در حالى که آیه ناظر به هر دو است.
این تعبیرات ظاهرا به خاطر آن است که اهل کتاب در این برنامه‏ها اصل و اساس بودند، و مشرکان تابع آنها، و یا به خاطر آن است که اهل کتاب در خور مذمت بیشترى بودند، چرا که آنها علما و دانشمندان فراوانى داشتند، و از این نظر در سطحى بالاتر از مشرکان قرار گرفته بودند، بنا بر این مخالفت آنها زشت‏تر و ناپسندتر بود و در خور سرزنش فراوان.
تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 201


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(درباره سوره بینه)